سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 28 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

جيغ غغغغغغغغغغ صورتي :)

واي دختر از دست تو.... توي اين ساختمون كه از بس ساكته  انگار هيشكي توش نيست، جديدا شما خوب هنر نمايي ميكني... خدايش ... دوست خوبم سلنا دختر گلم سلنااا خواستم آبرو داري كنم ، كه ننوشتم جيغ بنفش،  و نوشتم صورتي (پررنگ )ديشب افتاده بودي به خنده و بازي و شي طوني و جيغ جيغ بازي كه  هرچي من و بابايي حسين گفتيم دختر جون گلوت درد ميگيره ، انگار نه انگار ما هم بيشتر خندمون گرفته بود از كارت ، آخه دختر ، نيلوفر صدات تا هفت تا خونه اون ور تر ميرفت واه واه واه بيا بغل مامان نازو من ، ...
23 دی 1391

سلنا ماه مامانه :)

ماماني واست يك شعر خوشگل گفتم كه هر وقت نازت ميكنم و يا ميخواي بخوابي برات ميخونم و تو هم با لباي خوشگلت و البته با چشماي تيله اي خوشگلت به من ميخندي. دخترگلي وقتي ميخنده دو تا چاله خوشگل رو صورتت مياد كه ماماني واسه اونها هم ميخونه : ي چاله ، دو چاله ...........چاله ها ماله مامانه و اما از شعر ماماني سما واسه گندم تنوريش (ناز جديد مامان) دام دارا دام دادام : دختر دارم يدنه ماه تو آسمونه سلنا خانم خودمونه مامان آورده توخونه هميشه پيشمون بمونه وقتب به ما ميخنده خوردنشم آسونه چشماش به رنگ شبها لباش عسل و زولبيا دست و پاي بلوري رنگش گندم تنوري ...
20 دی 1391

تلويزيون نيگا نكنننننننننن:(

  واي كه چقدر علاقه داري بهش نگاه كني، هر جاي تشك بازيت كه باشي و صورتت هم هر طرفي باشه ، باز بعذ چند دقيقه ميبينم چشماي تيله ايت زل زده به تي وي . ما هم كم نمياريم و دائم با كوسن ها برات ديوار درست ميكنيم كه ديگه نبيني. آخه لوس كيجا تو هستي عسل كيجا تو هستي مامان كيجا، تو هستي ديگه ...
17 دی 1391

صد روزگيت مبارك :)

١٢ دي دخترم صد روزه شدي.جالب بود كه با كلي اتفاقات هم يكي شد. چكاپ آقاجون  كه 4 ماه بعد عمل بايد مياومد تهرون . تولد مائده كه از قضا امروز ناهار هم خونه ما بودن. ديدن داداش محمد كه براي اولين اومد گل دخترم رو ديد و اون هم گفت : شكله باباشه :) حالا مادرجون و آقاجون  خونه ما هستند و سلنا خانم داره علاوه بز مهمونداري يك چيز جديد رو هم تجربه ميكنه :  اول سرماخوردگي :( دوم : تلاش براي غلط زدن ، كه فعلا تو تشك بازي كمي ميچرخه و يك جايي گير ميكنه ...
13 دی 1391

اين پيغام واسه خال جون و ونوسي هستش:)

  سلنا :مرسي آجي ونوسي كه  كه واسم پيغام گذاشتي. حالا مامانم ميخواد براي تشكر بافت يك كلاه خوشگل رو به خاله آزاده ياد بده تا واسه شما و ويدايي ببافه .   و اما طرز بافت :  قلاب شماره 4يا 4.5 يا 5 بگير . یه قاعده کلی بافت کلاه وجود  داره . اولش یه گره جادویی میزنی.سر و تهشو با بافت نا مرئی به هم وصل میکنی و 3 تا زنجیره میزنی بری رج اول. رج اول هر دونه رو دو تا میبافی. یعنی گره هات دو برابر میشن. ردیف دوم یکی میبافی و توی دونه دوم 2 تا میبافی. یعنی یکی در میون اضافه میکنی. ردیف سوم دو تا میبافی و تو دونه سوم دو تا میبافی یعنی دو تا در میون یکی اضافه میکنی. ...
10 دی 1391

بميرم واسه دختريم كه كلي اشك ريخت :(

  واقعا همه چيز ميتونه در عرض چند دقيقه به هم بريزه و شبي كه قرار بود به يك شب خوب و عالي واسه دخترم تبديل بشه و كلي خاطره انگيز بشه ، تبديل شد به بدترين شبي كه بعد از چهل روزگيت يادم مياد. درست حدود سه عات بي وفقه گريه كردي. گريه كه چه عرض كنم، جيغ و ضجه بود بيشتر. انگار تو تنت سوزن فرو ميكردن. اميدوارم ديگه چنين حالتي واست تكرار نشه. دوست داشتم تو تولد دنيا كلي برقصي و شاد باشي كه نشد. حالا كه بخير گذشت ، به قول بابا تجربه مون كلي بيشتر شد. قبلا ميخواستيم بريم بيرون واست تو كيفت لباس و پستونك و پوشك ميگذاشتم ، از اين به بعد سه تا چيز اساسي هم اضافه ميشه : 1. هربال ميكسچر 2. عرق نعنا 3. پارافين خوراكي   ...
9 دی 1391

لپت رو بيار بوس كنم

    دختر گلم وقتي خوابه ، انگاري كه 100 تا فرشته اومدن دوره اش كردن و واسش لالايي ميخونن. ناز و خسته و راحت ميخوابه. وقتيم كه  چشماي تيله ايت رو باز ميكني ، هزار ستاره توش برق ميزنن . كه از آسمان زيباترين شبهاي پر ستاره هم خوشگل ترن. بيرون بارون مي باره و  دختر گلم تو تختش زير پتوي نرمش آروم خوابيده... يواش ساعت ديواري .... بيدار نشه قناريم ....       ...
7 دی 1391

واي از دست اين ماهك :)

  ديروز كلي با بابايي و ماماني خنديدي . البته چون كمي  قلقلكي هم هستي ،وقتي  شكمت رو تو بازي كمي تكون داديم واسه اولين بار با صداي بلند خنديدي. البته هنرهاي دختريم زيادتر شده حالا وقتي پتوش ته تشك بازي اش جمع ميشه اونقدر پاهاش رو تكون ميده كه بتونه صداي آويزهاي تشك رو دربياره. (از همه بيشتر هم نيلو رو دوست داري و  از لبخندش كلي ذوق ميكني) اما... اما ... ديروز بردمت مركز بهداشت ، وزنت بود 5900 خيلي تپلي نشده بودي. و خانم ماما گفت واي به دخترت پستونك نده بخوره. حالا خبر نداره كافيه يك ثانيه سلنا خانم رو رها كني كه دو تا انگشتش رو بكنه تو دهنش، كه البته ممكنه گاهي اوقات تا ته حلقش هم بره كه اولش عق ميزنه و بعدش غ...
4 دی 1391

90 روزگيت مبارك

دختر قشنگم دوستت دارم هزارتاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا هميشه سالم و سلامت باشي الان كه دارم واست مينويسم ، به عادت جديدت دستت رو گذاشتي رو صورتت و لالا كردي قربون دختر قشنگ برم ...
4 دی 1391