صد روزگيت مبارك :)
١٢ دي دخترم صد روزه شدي.جالب بود كه با كلي اتفاقات هم يكي شد.
چكاپ آقاجون كه 4 ماه بعد عمل بايد مياومد تهرون .
تولد مائده كه از قضا امروز ناهار هم خونه ما بودن.
ديدن داداش محمد كه براي اولين اومد گل دخترم رو ديد و اون هم گفت : شكله باباشه :)
حالا مادرجون و آقاجون خونه ما هستند و سلنا خانم داره علاوه بز مهمونداري يك چيز جديد رو هم تجربه ميكنه :
اول سرماخوردگي :(
دوم : تلاش براي غلط زدن ، كه فعلا تو تشك بازي كمي ميچرخه و يك جايي گير ميكنه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



صد روزگيت مبارك :)
