سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

خوشمزه های سلنایی:))

مامان سما ، کاش مامان و بابات با هم عروسی میکردن ما میرفتیم عروسی خوش میگذروندیم.  ... مامان نمیتونم نفس بکشم! چرا دخترم؟ آخه زیاد تو حیاط موندم بینیم یکیش میتونه نفس بکشه ، یکیش نمیتونه ، الان یکیش خوشحاله اون یکی خوشحال نیست. .... مامان یک داستان وحشتناک بگم ، یک مرغه یک چوب تیز رفت تو تنش ، خروسش نجاتش داد و جوجوها خوشحال سدن. ... مامان میدونی چرا یخچال سرده ؟ چون توش یخ داره. .... مامان زود باش اون هزار پا رو مردش کن. (بکشش) ... مامان بابا حسین درختها رو  کارید ، خوشگل شد حیاط. ......    
16 فروردين 1395

13.01.1395 تخت و اتاق مستقل :))

سلنا وقتی بعد تعطیلات عید  وارد اتاقش شد با یک چیز غیر منتظره مواجه شد. دید که تختش رفته تو اتاق خودش خیلی خیلی ذوق زده شد و همش تا غروب تو تختش بازی کرد . و عصر هم تو تختش خوابید . موقع خواب من پایین تخت خوابیدم و اون توی تخت. ولی بعد یک مدت اومد پیش من تا خوابش برد و من دوباره بردمش سرجاش گذاشتمش. تجربه خاصی بود. هم از اینکه مستقل شده خوشحال شدم و هم از اینکه شبا پیشم نیست یک جوریم شد. 
15 فروردين 1395