نگو سورنا بگو سلنا !!!
داستان از اين قراره كه ونوس خانم دختر خاله سلنا جوني داشت درس ميخوند و تو اون اسم سورنا رو ميگه! اما ويدا خانم كه هميشه زبون ميريزه ، زودي ميگه اينجا ننوشته سورنا ، نوشته سلنا نازدار خاله رو بخورم كه چقدر ماماني ، اينجام چند تا عكس از ويدا و سلنا ميزارم ببين چقدر شبيه هستن ! خداييش ...








