سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

مامان رو چند تا دوس داري :)

  اول خواستم يك رو ياد بگيري؛ بعدش پنج ... اما بعدش گفتم ده از همه بهتره ... چند بار تمرين كريدم و الان وقتي ميگم : سلنا جونم مامان رو چند تا دوست داري ؟ زودي جواب مي دي : ده ، ده قربون اون صداي خوشمزه ات برم   ...
19 شهريور 1392

مقدماتي براي جشن حضورت :)

  متن كارتت رو  انتخاب كردم : بـابـام می گه ماه شدی ................. خوشگل من ناز شدی  مـامـان میـگه فـدات شم.................. قربون اون چشات شـم  یک سـال گذشت اومــدی بـرای مـــا همــدمـی  قــــراره یک ســـاله شی عــاقل و بــالـنده شی  می‌خوایم یه جشن بگیریم ؛بیشـــتر هـمو ببینیم  هرکی که خواستی جـونم دعـــوت کن مهربونم  ...
17 شهريور 1392

روزت مبارك:)

  دختري دارم به زيبايي مهتاب ؛ به زيبايي آب ؛ آفتاب  دختري دارم كه شادي اش براي من شيرين ترين است و لبهاي برچيده اش غصه افزاست. دختري دارم كه ميداند ،  مادر  پدر  دوستان  خانواده  چه موهبتي هستند. دختري دارم ؛ به زيبايي آب و آفتاب و مهتاب .... (زير شيشه ميز كار مامان  يك عكس كه متني خوشگل داره گذاشتم و با ديدنش  شما جلوي چشمم ميايي :                 ...
17 شهريور 1392

هميشه شاد نيستيم :(

    دنيا هميشه به كام ما نيست !!! سختي ها ، دلمردگي ها، افسوس ها .... روزهاي سخت اين  روزگار سراغ ما هم مي آيند ،  اما ... تو مقاوم باش ؛ بخند و شاد باش. ايستادگي كن و محبت ... كه اين روزها نيز ميگذرند  :)))) ...
16 شهريور 1392

دوستاي چراغ قرمزي :))

    به تعداد چراغ هاي قرمزي كه پشتش ميمانيم ؛ دخترم براي خودش زود زود دوست پيدا ميكنه!! اول از تو بغل ماماني نيگا نيگا ميكنه !! بعدش از اون خنده ها و لبخندهاي شكري مهمونشون ميكنه !!! بابا آشنايي گشوده ميشه !!!! دخترم به همين راحتي لبخند رو به لبان ديگران هديه ميده  و با ذوق نگاهشون ميكنه و بعدش هم با عشوه اي زيبا سرش رو ميزاره رو شونه مادريش !!!! دخترم لحظه هاي قرمز اطرافيانش رو به يك گلشتان پر خنده تبديل ميكنه :)   بوس بوس هزار تا بوس  ...
16 شهريور 1392

جوانه هايي كه ميرويند:)

    ديروز در سالروز تولد ماماني ؛ بابايي دو تا دندون جلوي دختري رو كشف كرد كه به طور قايمكي زده بودن بيرون . كلي خوشحال شديم و ماماني يك عكس هايي گرفت ديدني... از كارهاي جديد سلنا جونم در اين روزها ميتونم به خوردن سيب زميني سرخ كرده ، تلاش براي درآوردن شلوار از پا ؛ تلاش براي پوشيدن جوراب بابايي ، بازي كردن با كفش هاي جا كفشي با وجود غرغرهاي ماماني ، مي مي خوردن در حالت هاي فضايي و خنده دار  و .... اشاره كرد.  بيچاره اونايي كه سلنا ندارن ، دلم براشون كبابه بوس بده ماني جون ببينم   ...
13 شهريور 1392