منو ميگي، ماماني :))
دختر ما از نيك دختران روزگار است. پنج شنبه تا جمعه اش هزار توفير دارد. صبح پنج شنبه از ساعت 6.30 تا 12.30 اصلا چشم رو هم نذاشت و ماماني هم به همين دليل دائم مشغول كار بود و استراحت نكرد. بازي اون روزش فقط اين بود كه هي از اين مبل و اون مبل بره بالا و ذوق كنه و البته پايين اومدن رو بلد نبود. ولي روز جمعه خيلي راحت از پشت پايين اومدن رو ياد گرفت و كلي ما رو ذوق زده كرد كه، آره ديگه خيالمون راحت شد ... اما خانم حالا در تلاش كه از اوپن خونه رو فتح كنه و از دست ماماني و بابايي در ميره تا بره اون بالا يك كار ديگه خانم خانم ها اين هست كه ماتاتا يا قلي تپلي رو مياره؛ اول من ...








