زمستون هوا سرده دمش گرم :))
فصل دوم زندگي سلنا جوني ما شروع شده .
پاييز برگ ريز بار و بنديلش رو بست و رفت ،جاش ننه سرما رسيده با درخت هاي لخت و خيابون هاي خيس از بارون و برف .
(ماماني كه عاشق زمستون و سرما و برفم )
منم واسه خواب رفتن ماه ماماني ، شعر زمستون رو جايگزين _پاييز امد - كردم .
البته اولي كودكانه هست :
بازم زمستون اومده خونمون
تو فصل تازه داریم یک مهمون
هر فصلی از سال یک شکل و رنگه
کار خداست هر کدوم یک جور قشنگه
سرما می اد تو کوچه ها
ابر ها تو آسمون ما
باز برف و بارون
بازم زمستون
اما توی دلهای ما
زنگین کمون شادی ها
تو سوز و سرما
گرمه دل ما
اینجا , اونجا , هرجا
تو قلب بچه ها
رنگین کمونه , رنگین کمونه
و دومي هم شعر زيباي زمستان از شاعر بزرگ (اخوان ثالث ):
زمستون
تن عريون باغچه چون بيابون
درختا با پاهای برهنه زير بارون
نميدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه
بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو
نشستم زير بارون زمستون
زمستون
برای تو قشنگه پشت شيشه
بهاره زمستونها برای تو هميشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالي نديدي
نشسته زير بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببينی تلخه روزهای جدايی
چه سخته چه سخته
بشينم بی تو با چشمای گريون
خوب لالا كن ماماني تو هواي سرد و خونه اي كه با عشق مامان و بابا به تو گرم گرم



زمستون هوا سرده دمش گرم :))
