سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

بدون عنوان

من دلم میخواد یک کوچولو بخوابم و شما تو این هاگیرواگیر داری با آم بازی میکنی ، من ساکت میشم و گوش میدم و قاه قاه میخندم  سلن هلن : سردته ؟  poto بزارم ، آم خوشگلی ، نازی آمی ، دوست دارم  ( به زمین و زمان میگه دوست ندارم ، دوست نیستم ولی فقط مثل اینکه با آم خوبه و دوسته ) منم دیگه طاقت نمیارم و مراسم هفت بوس اجرا میکنم ، دو تا لپ، دو تا چشم ، پیشونی ، بینی، چونه  ...
2 مهر 1393

روز میلادت مبارک

خوب بالاخره کارت تولد اماده شد و مدل کیک ات هم انتخاب... امروز میریم کیک رو سفارش میدیم و مامان کم کم تدارکات مهمونی کوچیکمون رو آماده میکنه ... ولی با نگاه به این زمانی که گذشت ، همش با خودم میگم : زود گذشت ... وزهای خوب با تو بودن خیلی زود میگذره ، هرچند دیگه استقلال کمتری دارم و بیشتر از اینکه به فکر خودم باشم ، به فکر تو هستم عزیزم  سالروز  میلادت مبارک ... ماه خونه ماه تولدت مبارک ... خوش زبونم ، مهربونم ، روز میلادت مبارک 
2 مهر 1393

بدون عنوان

خواب بهم ریز مانی جون، میره مهد میاد خونه تا ساعت 7 شب بیداره ... 9.30 تا 10 پا میشه و شاد شاد شام میخوره و بعدش دیگه خوابش نمیاد ... من و باباش هم  ...
31 شهريور 1393

بدون عنوان

خانوم خانوما شلوارش رو دراورده میگم بپوش ....نمیپوشه  میگم پس اگه به درد نمیخوره بنداز آشغالی  خوشگل خوشگل رفت انداخت تو آشغالی  تعارف نداره این خانوم خانوما که  ...
27 شهريور 1393

بدون عنوان

رفتیم پارک ، مشغول بازی با سینا بود یک یهو سینا داد زد ، سلنا گلی شده ، بغلش کردم اومدیم خونه .... برای باباش این جوری تعریف میکنه : پارک ، کفیف شدم ، گلی شدم ...شامپو شستم ..... مختصر مفید.... ویدئو ضبط شه هشت نه ماهگیش رو میدید دیشب، میگم کیه سلن هلن ؟ میگه : نونو ...میگم شمایی که داری دس دسی میری، میگه : دسی دسی ؟؟؟؟؟ من دوست نیستم .....هر بار میخواد با کسی قهر کنه و بهش برخورده باشه زودی میگه : من دوست نیستم  ...
23 شهريور 1393