سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

دکمه روشن خاموش :)

رفتیم مهمونی ، تولد ... شما عالی ،شما ماه ،شما باقلوا ، شما هورا .... کلی اونجا خوش گذروندی رسیدیم خونه موقع خواب نیم ساعت حرف زدی ،  بزارین داستان بگم ، من ، خوب ، من پام خورد به تخت درد گرفت ، مامانی گفت شما چه کار میکنی ، من گفتم :... آخرش گفتم سلن هلن بسه بخواب .. لبات رو ورچیدی گریه ... دو ثانیه بعد ... بیهوش ...وا مگه دکه روشن خاموش داری شما ؟؟؟ ...
13 دی 1393

چالش جدید، نردبون :))

دخترم جدیدا یک پدیده جدید کشف کرده به اسم نردبون ، آقای همساده پایینی زحمت کشیده حدود یک هفته ای میشه که نردبونش رو گذاشته کنار در خونه اش و ور نداشته حالا سلن هروز این موجود عجیب رو نیگا میکنه ، مامان این چیه ؟ نردبون ، آها آقا میره بالا لامپ ببره ، آره ، و این داستان همچنان ادامه دارد .............     ...
10 دی 1393

بدون عنوان

واسه سلن جون ، یک جوجه تیغی خریدم ( عروسک)، موقع خواب هنوز اسمش رو خوب بلد نیست میگه ، گوگو تی تی میخوام میگم : جوجه تیغی  میگه : آها ، جوجه تیغی ... دستت درد نکنه واسم خریدی ، من : بعد میخونم : دست شما درد نکنه ، چرا زحمت کشیدیدن ، چرا ویلا ندادین  دست شما بی بلا الهی برین ... میگه : کربلا  ...
5 دی 1393