سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

فیلسوف کوچک:)

من بعضی اوقات جمله ام رو این جوری شروع میکنم : من تو این زندگی .... امروز ماه پری خانوم فرمودند ( با بک لحن خیلی فیلسوف مابانه ) من تو این زندگی ، زندگی مینکممممممممممممممم بلههههههههههههه ...
19 تير 1394

بدون عنوان

هر کی حرف بزنه ( با آهنگی که تو بچگی میخوندیم ) این شعر رو تو رختخواب بودیم و سلن هلن زیر بار خوابیدن میرفتیم گفتم ، و صد البته که سلنی ادامه این جمله رو باد نبود  و با این جمله تکمیل اش کرد: هر کی حرف بزنه ..... حرف... می...ز...نهههههههههههههههههههه ...
19 تير 1394

فرشته مهربون :)

وقتی جایی ات درد میگیرد، وقتی غصه میخوری ، وقتی اشک تو چشمات جمع میشه یهو معجره میشه  یک فرشته مهربون میاد ، کنارت وامیسته میگه : غصه نخور ، من دوست دارم و بعد هم بوست میکنه  (این راه میانبر رسیدن از فرش به عرش هست ، امیدوارم همه تجربه اش کنن)
8 تير 1394

بازی های خلاقانه :)

من و ماه رخ خانوم یک تیکه زغال گرد و خوشگل تو خیابون میبینیم ،  کلی باهاش توپ بازی میکنیم تا برسیم به خونه ؛ خیلی هم عالی جای همگی خالی  یک بطری آب معدنی کوچولو افتاده تو پیاده رو ، ماه پری خانوم میگه : کی اینجا آشغال ریخته ؟ همین سوال میشه شروع یک توپ بازی عالی از محل روئیت بطری خالی تا نزدیکی سطل زباله ، خیلی هم عالییییییییییییی ...
8 تير 1394