سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

واژه ساز :)

این عروسک دخترونه هست، این پسرونه ... این مادرونه ، این پدرونه  سلنایی میشه ازت یک خواهشی کنم ، بله میشه ، میشه مامانی سما رو یک بوس کنی ؟ در حال رفتن ( نمیشه آخه الان سرم شلوغه وقت ندارم ، ناراحت نشو بعدا بعدا ...
20 مهر 1394

بابا من که ترسیدم :))

مامان و بابا روز تعطیل توی تخت خوابن ، سلن هم یک گوشه تخت داره با عروسک هاش بازی و میکنه و باهاشون حرف میزنه . سلن : بابا من دوستت دارم. بابا: منم دوستت دارم. سلن : وای بابا من ترسیدم فکر کردم عروسکم حرف میزنه  ...
18 مهر 1394

اروغ، قورباغه :)

وای از دست این دختر ، داشت غذا میخورد یهو انگاری آروغ زد زودی میگه : وای چرا صدای قورباغه اومد  وای مامان تاریکه صورت آم رو نمیبینم (ساعت 30 دقیقه بامداد )، مگه آم صورت داره؟ آره چشم داره اینا نمیدونی ؟؟؟ ...
14 مهر 1394

پا در هوا :)

بابا دوستت ندارم ، مامان دوستت دارم،نه اشتباه گفتم مامان توام دوست ندارم  من و باباش معلق بین تصمیم گیری خانوم ، این چه وضعی مسئولین رسیدگی کنن والله  سلنایی یهویی عاشق عروسک بازی شد ، هفت هشت تا عروسک کوچیک و بزرگ کالسکه و شال مامان خانوم یاعلی به بازی ... از خمیر بازی و قیچی بازی خبری نیست. "قیچی بیخطر هست از اون پلاستیکی ها " ...
12 مهر 1394