بابا من که ترسیدم :))
مامان و بابا روز تعطیل توی تخت خوابن ، سلن هم یک گوشه تخت داره با عروسک هاش بازی و میکنه و باهاشون حرف میزنه . سلن : بابا من دوستت دارم.
بابا: منم دوستت دارم.
سلن : وای بابا من ترسیدم فکر کردم عروسکم حرف میزنه 



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بابا من که ترسیدم :))
