سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

سلنا ، بگو مابا :))

دیشب ماه گلی جونم رفت پیش عمه جون موند تا مامانی و بابایی برن خرید واسه ... آره من و دخترم واسه باباییبه مناسبت سالگرد عروسیمون کادو گرفتیم.اومدم خونه کادو ها رو نشون ماه گلی دادم گفتم هر کدوم رو که دوست داری به بابایی میگم از طرف شماست. دختری دیگه این روزها میخواد مبل رو بگیره و بلندشه . یک موقع هایی هم هست که از نردبون مامانی بالا میره ،دیگه دیگه راستی به دختری مامان دارم یاد میدم که بگه مابا اخه همیشه واسه اینکه اول یاد بگیره  بگه مامان یا بابا صحبت میکنیم. راه حل این شده که بگه : مابا یدو بیا بغلم ،   ...
3 ارديبهشت 1392

ماه گلی چی میخوری؟:))

  دخترم امروز که ماهگردش بود و وارد هشت ماهگی شد، برای اولین با آب سیب خورد اینم عکس خوشگل خانم   بعدشم چون ماهگرد دختری با سالگرد عروسی مامانی و بابایی یکی بود، به این مناسبتها با عمه جون چهار نفری رفته بودیم رستوران ، دخترم اول سفره اش رو از ما جدا کرد و یک سفره ورداشت واسه خودش و کلی باهاش بازی کرد . بعد هم برای اولین بار ماست خورد ، مامانی قاشق قاشق  بهش ماست دادم. امیدوارم مثل مامانی یک ماست خور حرفه ای بشه ، البته یک کمی هم برنج نرم شده خورد. تو راه برگشت هم کلی بازی کرد و واسه ما بیز بیز گفت و یالله داد و سلام علیک بازی کرد .   &n...
3 ارديبهشت 1392

نازوی منی تو :)

قربون قد و بالای دختری برم. ماه گلی مامان  دیروز کلی مامان و شاد کرد امیدوارم بتونم زود زود عکس اون جوونه کوچولوت رو بزارم. ماه گلی خانم این روزا داره یاد میگیره نای نای کنه و بای بای تو میتونی . بدوبیا بغل مامان یک ماچ بده دلم وا بشه ...
1 ارديبهشت 1392

دلم برات ميلرزه :(

دلم برايت مي لرزد و تمام روز و شبهايم با توسپري ميشود ! چند لحظه اي كه از من دور ميشوي تمام وجودم تورا صدا ميكند ! اشك هاي من چنديست كه براي تو ميريزد!  آرزو دارم روزي را ببينم كه آنقدر دوستم داشته باشي كه _نميخواهم گريه كني_ براي من دلت بلرزد ، چون من تا زماني كه دستهايم بلرزد با تو مي مانم، مثل مادر خودم ! خوشبحال من ، خوشبحال تو كه مادر داريم !  ...
28 فروردين 1392

هفت سين ، سفره ما !

سير و سماق و سركه سنجد و سيب و (سنبل ) سنبل كه ما نداشتيم جاش سلنا گذاشتيم اين گل ما قشنگتره آخه عزيز مادره برگ گله اون لپاش هزار تا رنگ تو چشماش سبز كرده دنيامون رو سين داده سفره مون رو   اينم اولين سفره هفت سين با حضور پر رنگ و گرم دختر جونم     ...
27 فروردين 1392

تقبل الله حاج خانم :))

  دخترم الله خوندن دوست داره ! چادر چاغچول میکنه تا واسه مامانی الله بخونه ! يعني وقتي مامانو ميبينه اول نيگا نيگا ميكنه و بعدش تشريف فرما ميشه واسه الله خوندن ! تقبل الله حاج خانم   قربونت بره مامانی   ...
27 فروردين 1392

یک چیزی بدین من بخورم :)

دختر جونم دیگه وقتی قاشق ببینه و یا ببینه که کسی داره چیزی میخوره ، با سرعت نور سر میرسه ! قبلا میگفت : منِ بغل حالا میگه : منِ ممه تا حالا نون خیس شده و نرم شده ، ملون ، موز له شده ، سیب، خیار ، هویج هر کدام به میزان چشیدن میل فرمودن !!!! دیگه دخترم درسته دندون نداره ، ولی دل که داره ! صدای ملچ و ملوچ ش منو کشته !! اون چشمای ملوسش منو کشته !! ...
26 فروردين 1392