بدون عنوان
دیشب یهو دلت واسه ویدا جون تنگ شد و یک تز خونه خراب کن دادی. تو تخت ساعت 11.30 دقیقع شب گفتی : مامانی میشه خونه ما خراب بشه بعد ما بریم پیش ویدا اینا زندگی کنیم.

خدا رحم کنه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بدون عنوان
