سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 25 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

تولد تولد ميخوام برم تولد :)

1391/11/2 13:24
نویسنده : مامان سما
231 بازدید
اشتراک گذاری

اين دومين باري بود كه ميرفتم تولد. دفعه اول كه تولد دنيا جون بود و من حالم خوب نبود و زودي اومديم خونه ،

ديشب تولد سينا جون بود.

مامانم قبلش تو ماشين كلي باهام صحبت كرد كه :

دخترم ، خانم باش.آروم باش، خوش اخلاق و صبور باش .  خوش بگذرون و كلي حرفهاي ديگه.

منم ديگه سنگ تموم گذاشتم، از اول مهموني سنگين و رنگين (رنگينك خوشمزه ماماني ماچ) بودم ، تا موقع شام و بعدش هم مراسم رقص و پايكوبي و كيك خوران.

كلي با بابا و مامان رقصيدم و اصلا از صداي كل كشيدن و آهنگ هاي به قول بچه ها دوبس دوبسي نترسيدم.

حدود ساعت دو هم كه بابايي ديد ديگه خسته شدم من و آوردن خونه و لالام دادن.

راستي زن عمو خديجه واسم تشك و بالش خوشگلي درست كرده كه ازش استفاده كردم.

خلاصه شب خوبي بود و مامان و بابا كلي ازم تعريف كردن و واسه همه كلي خنديدم و به قول مامان سما بغ بغو كردم

 

عكسام رو ببين

كلاه به سر منم من :)

من ِ بغل منِ بغل :))

 

عكس با دختر عمو و پسرعموها

(به ترتيب حضورمون  : من و شميم، سينا و نيما، دنيا )

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)