مامان سما كه اولش خبر نداشت تو دلش دختر داره يا پسر اما همش مي خواست بگرده واسم اسم انتخاب كنه .
واسه خودش كلي اسم سرچ مي كرد و خوشگل هاش رو جدا مي كرد. قرار شد چند تا اسم رو كه بيشتر از همه دوست داره به بابا حسيني بگه تا باهم بهترين رو انتخاب كنن.
واسه همين تعجب نكين اگه تو ليست ماماني اسم پسر هم مي بينين.
واي چه اسم هايي ، بابايي پرنسا رو هم خيلي دوست داشت . ماماني كلي تو ني ني سايت واسم آمار گرفت و نظر سنجي كرد . خيلي ها هم نظر دادن ولي آخرش اسم من مثل ماه مي مونم شد.
سلنااااااااااااا يعني ماه مامان و بابام
اين ليست مادري من لطفا ملاحظه بفرماييد
نارتا
نار = انار، آتش + تا = نظیر، مانند، لنگه) 1- نظیر و مانند انار، لنگه ی انار؛ 2- نظیر و مانند آتش؛ 3- (به مجاز) سرخ گون؛ 4- (به مجاز) زیبارو.
پارسين
( پارس + ین (پسوند نسبت))، 1- منسوب به پارس؛ 2- پارسي، اهل پارس، از مردم پارس.
راتا
1- رادي، بخشندگي، سخاوت، دهش، بخشش؛ 2- (اَعلام) (در اوستایی) فرشتهي داد و دهش و بخشندگی.
هوداد
(هو = خوب + داد = داده) دادهي خوب، دادهي نيك، نيك آفريده.
سوريتا
(سوری = گل سرخ + تا = نظیر، مانند، لنگه)، 1- نظیر و مانند گل سرخ؛ 2- لنگه ی گل سرخ؛ 3- (به مجاز) سرخ گون؛ 4- (به مجاز) زیبا و لطیف.
1- رادي، بخشندگي، سخاوت، دهش، بخشش؛ 2- (اَعلام) (در اوستایی) فرشتهي داد و دهش و بخشندگی.
هوداد
(هو = خوب + داد = داده) دادهي خوب، دادهي نيك، نيك آفريده.
سوريتا
(سوری = گل سرخ + تا = نظیر، مانند، لنگه)، 1- نظیر و مانند گل سرخ؛ 2- لنگه ی گل سرخ؛ 3- (به مجاز) سرخ گون؛ 4- (به مجاز) زیبا و لطیف.
دیانا
1- (اوستايي) نيكي رسان، نيكويي بخش؛ (در اسطورههای رومی) الههي ماه، جنگلها، جانوران و زایمان، همتای آرتميس يوناني.
سامیار
(سام = سبيكهي زر و سيم + يار (پسوند دارندگي)) (به مجاز) ثروتمند.
مددكار سام، آنكه مانند آتش است
samyar
رايان :پسر
یکی از مشتقات اسم رایحان که بیشتر به معنی آسمان/عالم
عرفانی/خدا/عرش / بهشت /کهکشان می باشد اما معنی اصلی: برای
توضیح دروازه ی بهشت
است و فرشته هایی که به کسانی که منتظرند آب می دهند.
در هند به معنی قدرت تمیز دادن اشخاص.
در لبنان :نام یه گل
در ایرلند:little king
رايا (دختر
(راي = فكر، انديشه، تأمل + الف (اسم ساز))؛ (به مجاز) فكر و انديشه.
آرنیکا
- آريايي نيكو كردار، آريايي نيكو رفتار، 2- آريايي خوب و زيبا.
پرنسا
پَرَن = پروین (ستاره)، دیبای منقش و لطیف، پرنیان، پارچه ابریشمی + سا (پسوند شباهت))، 1- شبيه ستاره پروین؛ 2- همانند ابریشم و دیبا؛ 3- (به مجاز) زيبا و لطیف.
روبیتا
1- مقلوب شدهي بيتارو، بينظير؛ 2- (به مجاز) زيباروي.
سوما
1- ماه، نور ماه؛ 2- (به مجاز) زيبا؛ نهر آب و مجراي قنات.
سامینا
1- مانند مينا؛ 2- نام گلي.
پرنسا
(پَرَن = پروین (ستاره)، دیبای منقش و لطیف، پرنیان، پارچه ابریشمی + سا (پسوند شباهت))، 1- شبيه ستاره پروین؛ 2- همانند ابریشم و دیبا؛ 3- (به مجاز) زيبا و لطیف.
پرنا /parnā /
(در قديم) پرنيان، پارچه ابريشمي داراي نقش و نگار. + پرنيان
یانا /yānā/ دختر
1- (اوستايي) نيكي رسان، نكويي بخش؛ 2- (در تركي) در حال اشتعال؛ 3- (به مجاز) زیبا و درخشان.
مایا دختر
1- (اوستايي) منش نيك، بخشنده؛ 2- (اَعلام) 1) (در روم باستان) اِلههي فراواني سبزه و بهار در نزد روميان؛ 2) قوم سرخپوست بومی آمریکای مرکزی، که زبان ویژهي خود را دارند و پیش از ورود سفید پوستان، تمدن درخشانی داشتند.
سلینا (ترکی ـ فارسی) (سَلین + ا (پسوند نسبت))، منسوب به سَلین، ، سَلین /salinā
سلین (تركي) 1- سيل مانند؛ 2- (اَعلام) نام رودخانهاي در آذربايجان كه از منطقه قره داغ سرچشمه ميگيرد.
سانیار- سانیا-
سالینا - ([سال + ين (پسوند نسبت) + ا (پسوند نسبت)]، منسوب به سال، سالانه(؟). sālinā/ )
".وندا - دختر
1- (در زند و پازند) خواهش و خواسته؛ 2- (در اوستا) ستايش كننده، نيايش كننده.
ونداد -
پارمین
(پار + مين ) 1- تكه يا قطعهاي از بلور ؛ 2- (اَعلام) نام زنِ داريوش.
سانا )آسان)
رونیا (دختر)
1- مقلوب نيارو(ي)، آن كه چهرهاش مثل نياكان است؛ 2- (به مجاز) اصيل و نژاده.
رایکا (پسر) محبوب و دوست داشتنی
آدرینا (دختر)
[(آدر = آتش + ين (پسوند نسبت) + الف اسم ساز)]، 1- آتشين، سرخروي؛ 2- (به مجاز) زيبارو
آدرین (پسر)
(آدرین= آتش + ین (پسوند نسبت))، آتشین، سرخ روی.
آسو (دختر)
1- (در كردي) به معني افق طلايي؛ 2- (در پهلوي) صورت پهلوي واژهي «آهو»؛ 3- (در اوستايي) آسو به معناي تندي، شتاب و كوشا آمده است.
آوین (دختر)
- (آو= آب + ين (پسوند نسبت))، به رنگ آب، مانند آب، زلال، پاك؛ 2- (در كردي) عشق.
آرنیکا (دختر)
- آريايي نيكو كردار، آريايي نيكو رفتار، 2- آريايي خوب و زيبا.
پرنا
(در قديم) پرنيان، پارچه ابريشمي داراي نقش و نگار. + پرنيان
رائیکا
(اوستايي) پسنديده و دوست داشتني.
سورا (دختر )
1- سود دهنده؛ 2- توانا، نيرومند؛ 3- (اَعلام) نام شهر «شوراب» در نوشتههاي رومی و یونانی که به گونهاي سورا/ surāـ/ آمده است، شوراب (سورا) در مغرب رود فرات و در نزدیک دشت سروج (باتنه) و در شرق حلب قرار دارد.
شاینا
شاهدانه.
مایا
- (اوستايي) منش نيك، بخشنده؛ 2- (اَعلام) 1) (در روم باستان) اِلههي فراواني سبزه و بهار در نزد روميان؛ 2) قوم سرخپوست بومی آمریکای مرکزی، که زبان ویژهي خود را دارند و پیش از ورود سفید پوستان، تمدن درخشانی داشتند.
یونا پسر
(عبري) 1- به معني «خداوند ميدهد»؛ 2- (اَعلام) نام ديگر حضرتِ يونس(ع). [صاحب قاموس كتاب مقدس در ذيل مدخل يونس گفته است لفظ يونا به معني كبوتر است]. يونس.
نیکا دختر
1- خوب، خوش، زيبا، ظريف؛ 2- (از اصوات) بسي نيك، چه خوب، خوشا؛ 3- (به صورت شبه جمله) (در قديم) چه خوب است؛ 4- (اَعلام) نام رودي است در شمال ايران كه از شاهكوه در جنوب گرگان سرچشمه گرفته است.
نیکان پسر
نيك + ان (پسوند نسبت، علامت جمع))، منسوب به نيك، ن نيك؛ 2- نيكها (اشخاص نيك).
رونیکا (دختر)
(رو + نیکا)، روی زیبا، زیباروی.
روشا- روشان