گرفتن جایزه :)
دیروز سلنا رفته سوپر مارکت و چون دختر خوبی بوده آقای مغازه دار بهش دو تا بادکنک جایزه داده دخترم روابط عمومی اش بیست بیست



داریم با سلن از تو خیابون رد میشیم ، میبنه که دو تا کارگر گوشه جدول نشستن ، میگه مامانی چرا رو زمین نشستن میگم کار کردن خسته شدن، وقتی میخواد از کنارشون رد بشه ، ازشون میترسه و وامیسته من میگم سلنا نترس ، بگو خسته نباشید .
سلن جونم زودی میگه : سلام ، خسته نباشید
اونها هم کلی قربون صدقه اش میرن 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



گرفتن جایزه :)
