بزار بیام پیشت بشینم :)
توی گشت جزیره ، سلن با دوستش کلی صحبت کرد و.اسشوش شعر خوند و در حالت ایستاده کلی حرف زد
راجع به عروسکش سارا که پیش سیمین هست ، راجع به دوستاش و یکدفعه گفت :
بزار بیام پیشت رو پات بشینم با هم حرف بزنیم
من 
دوستش 
همه 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بزار بیام پیشت بشینم :) 
