عجب شبی بود، عجب:))
دیشب تا صبح نق نق کردی و آخرش ساعت 5.50 دقیقه صبح کاملا بیدار شدی و تو تخت واستادی .گفتم سلن هلن میخوای لامپ رو روشن کنم.
گفتی آره . اومدیم تو پذیرایی ، پوشکت رو درآوردم گفتم کجا اوخ شده ، الکی پاتو نشون میدادی میگفتی اوخ ؛ حدود نیم ساعت بازی کردی (پتو بازی) بعدش لالا ...
مامان و بابا هم که میخوان برن سرکار و خسته بودن ....
هیچی 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عجب شبی بود، عجب:))
