لوس کیجو!!!!
دیروز داشتم تو آشپزخونه ، کار میکردم...
اومده رو مبل میره بالا و پایین میگه : دای ...دای
موقع خواب بود ، گقتم سلنا جون به بابا شب بخیر بگو بریم بخوابیم(موقع خواب میشه ، میگم واسه بابا بوس بفرست بریم ، این کار رو هر چند وقت یکبار که پیش میاد میکنه )، خودکار بدون اینکه چیزی بگم ، واسه باباش بوس فرستاد و بابای کرد ....وای مردیم از ذوق...خوشمزه مامان
ظهری هم رفته بودم از خونه سیمین جونش بیارمش ، داشتن آش میخوردن، به سیمین میگه :-با اشاره- بیام روی پاهات بشینم که آش بخورم، به باباش هم میگه بیام بشینم رو شکمت بازی کنم...
برفی مامانی، دونه مامان، جوجو مامان، دونه انار مامان یک بوس بده
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



لوس کیجو!!!!
