رفتم واكسن زدم اوخ شدم :(
در 59 روزگي بابا و مامان من رو بردن كه واكسن بزنم .
قبل رفتن به مطب نمي دونستم كه چه خبر هست. كلي وقتي مامان لباس تنم كرد خوشحال بودم و واسش شكلك در آوردم و باهاش بازي كردم و خودم رو واسش لوس كردم ،
وقت واكسن ماماني رفت بيرون و آقاي دكتر زودي تزريق كرد. اما كلي گريه كردم و ساعت ها وقتي ياد اون درد مي افتادم حتي تو خواب هم گريه مي كردم و ماماني و بابايي كلي غصه خوردن 
اما حالا كه به خوبي و خوشي گذشته ،عكس هام رو وقتي خوشحال بودم ببينين
اين عكس شكلكيم 
اينم عكس خوشگل موشگلي شدنم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



رفتم واكسن زدم اوخ شدم :(
