سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 26 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

زمستون هوا سرده دمش گرم :))

فصل دوم  زندگي  سلنا جوني ما شروع شده . پاييز  برگ ريز بار و بنديلش رو بست و رفت ،جاش ننه سرما رسيده با درخت هاي لخت و خيابون هاي خيس از بارون و برف . (ماماني كه عاشق زمستون و سرما و برفم ) منم  واسه خواب رفتن ماه ماماني ،  شعر زمستون رو  جايگزين _پاييز امد - كردم . البته اولي كودكانه هست : بازم زمستون اومده خونمون تو فصل تازه داریم یک مهمون هر فصلی از سال یک شکل و رنگه کار خداست هر کدوم یک جور قشنگه سرما می اد تو کوچه ها ابر ها تو آسمون ما باز برف و بارون بازم زمستون اما توی دلهای ما زنگین کمون شادی ها تو سوز و سرما گرمه دل ما اینجا , اونجا , هرجا تو قلب بچه ها رنگین کمونه...
2 دی 1391

مامان برات ميخونه

يك كارتون بامزه حدود 15 سال پيش از شبكه دو پخش ميشد ، خاله قورباغه و بچه و جون اسمش بود فكر كنم. چه اهنگي ميخوند خيلي قشنگ بود منم واشه دختريم ميخونم خوب نازتو برم بوس   بچـــــــــــــه جوووووون! کی بود کی بود کی بود منو صدا کرد/ از بین صدتا قصه اسم منو پیدا کرد/از بین صدتا قصه اسم منو پیدا کرد خب بچه جون من هستم درازه پا و دستم/ کله گنده دارم چشم قلمبه دارم تا که میام بازی کنم جست بزنم شادی کنم/ خــــــــب بهم میگن: / شما چقدر شیطونی نمیشه آروم بمونی؟ خب منم دیگه همش قهرم دیگه همش خب/ اما قهر که فایده نداره صدتا گل و ستاره/آتیش پاره پاره/ بازی بی هیاهو/ اینکه کاری نداره/ اینکه کاری نداره خ...
20 آذر 1391

من ميتونم جيغ بزنم

سلنا خانم حدود سه روزي ميشه كه شروع كرده به اينكه جيغ هاي خوشگل بزنه! از اون بنفش ها نه ! از اون وحشتناك ها نه! از اون هايي كه وقتي بازي مي كنه و مي خواد حسابي ذوق كنه يك جيغ _بنفش نه _ صورتي و يا شايد ياسي خوشگل مي كشه قربونش برم هزار تا بوس هزار تا ماچ ، يك بغل بي فشار ...
30 آبان 1391

بابا حسين كه از در تو مياد اين رو من و ماماني مي خونيم

تق تق تق تق بر در زد بابا از بيرون آمد رفتم در را وا كردم شادي را پيدا كردم وقتي بابا را ديدم فوري او را بوسيدم بابا آمد نان آورد با لبخندش جان آورد بابا آمد به به به مامان خنديد قه قه قه با او روشن شد خانه او شمع و ما پروانه ...
30 آبان 1391

مامان جونم مي خواد يادش بگيره و واسم بخونه هورااااااااااااا

شاه صنم ، زیبا صنم ، بوسه زنم دست های تو ابریشم قیمت نداره ، حیف از اون موهای تو به قرآن مجید آیه آیه ، وای دلم ، هر روزو شو سویه تو آیه وگر از طعنه های مردم نترسُم ، به دنبالت می آیم مثله سایه یار گلم ، مثله سایه یار گلم ، مثله سایه يار   کدوم کوه و کمر موی تو داره یار ، کدوم مه جلوه ی روی تو داره یار همون ماهی که از قبله زنه سر ، نشون از طاق ابروی تو داره یار ستاره آسمون نقش زمینه یار ، خودم  انگشترم یارم نگین یار خداوندا نگهدار از نگینش یار ، که یارو اول و آخر همی    
30 آبان 1391

ماه پيشانو كيه؟ سلنااااااااااااااااااااااااااااا

این متن آهنگ ماه پیشانو از خانم دریا دادور هست كه خیلی قشنگه و ماماني قبل از اينكه من به دنيا بيام اون رو بلد بوده و الان وقتي ميخواد نازم كنه و يا من رو بخوابونه واسم ميخونه :   گفتمش آهای ماه پیشانو،گفت جون جونم آی جون جونم   گفتمش بگو غنچه گل کو،گفتش لبونم جون جونم آی جون جونوم   گفتمش چرا ماه پیشانو نامهربونی،گفت میخوام بسوزونمت تا قدرم بدونی   گفتمش فدای غمزه گردم،دلخوشم که تورو نومزه کردم   پیش پات میشینوم دو زانو،آخ ماه پیشانو جان ماه پیشانو   گفتمش چرا ماه پیشانو جان تو بلایی،جون جونم آی جون جونم   گفت بلا نگو خرمن گیسوم هست طلایی،جون جونم آی جون جونم   گفتمش...
27 آبان 1391

نازي خودم :)

تنت برگ گله یاس سلنا،نگاهت پر احساسه سلنا تو اون ماه قشنگی توی شبهام ،سلنام گل نازم تو رو می خوام سلنا  توی قلبم خونه داری، هزارتا عاشق دیوونه داری بهار میاد به هر جا پا میزاری، تو گل برگ تنت معجزه داری ...
23 آبان 1391

از ماه و گل زيباتر ام آري :)

سیمین بَری ،گل پیکری آری از ماه و گل زیبا تری آری همچون پـَری اَفسونگری آری دیوانهء رویت منم ،چه خواهی دگر از من سرگشتهء کـُویَـت منم ،نداری خبر از من هر شب که مَه در آسمان گردد عیان دامن کشان گویم به او راز نهان که با من چه ها کردی به جانم چه ها کردی هم جانو هم جانانه ای ،اَما در دلبری اَفسانه ای ،اَما اَما زمن بیگانه ای ،اَما  
23 آبان 1391

پاييز آمد

ماماني ميخواد تو هر فصل لالايي واسم بخونه كه شعرش واسه همون فصل باشه ، اين اهنگ رو هم كه واسم مي خونه لالايي فصل پاييز من هستش بخونين قشنگه، (اسم شاعرش هم مثل اينكه سعيد سلطانپور هست )   پاییز   آمد  در  میان  درختی  لانه کرده  کبوتر     از تراوش باران می‌‌گریزد   خورشید از غم با تمام غرورش پشت ابر سیاهی     عاشقانه به گریه می‌‌نشیند   من با قلبی به سپیدی  روز ،به امید بهاران می‌‌روم به گلستان همچو عطر اقاقی لابلای درختان می‌‌نشینم    باشد روزی به ...
17 آبان 1391