سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

روزهاي معمولي يك سلناي ناز:)

اين روزها خواب خانم خيلي كمتر شده. شيطنت هم رو ماكسيمم؛ چيزي به اسم دراز كشيدن ، نشستن ديگه كلا به زباله دان تاريخ پيوسته. يا داره جلوي آيينه بازي ميكنه، يا داره خانم موشي دكمه دستگاه بخور رو روشن و خاموش ميكنه، يا اينكه از من و مبل و باباييش بالا رفته. خاله سيمين بهش كلاغ پر ياد داده و داريم گفتن مامان و بابا رو توي يك دوره فشرده آموزشي كوتاه ميگذرونيم. روزهاي بهاري و لختي بودن خانمي و دلبري و دندونهاي مرواريديش هم كه بماند كه جاي حرف نداره. اين است حال و احوال اين روزهاي يك دونه انار مامانش
9 خرداد 1392

کار بد:)

انگشتت اشاره ات رو می گیری طرف مامانی و انگار داری میگی؟ کار ید!!!! اصلا فکر نمیکردم با چند بار انجام این کار توسط مامانی و دیدن شما بتونی راحت انگشت های دسست رو کتترل کنی و انجامش بدی!!! سلنا کار بد که میگم ، دوست دارم همون لحظه از انگشتت شروع کنم و  بخورمت ...   ...
7 خرداد 1392

گذشت آن دوران :)

  گذشت دوراني كه سين دخت خانم دست به دعا بود و ميخوابيد. گذشت دوراني كه خانم خانم شب تا صبح رو به بالا ميخوبيد. گذشت آن دوران كه ماه گلي انگشت به دهن ميخوابيد. گذشت آن دوران كه ماه ماماني يك پهلو ميخوابيد .... الان هر شكلي كه بشه در ذهن مجسم كرد ؛ ايشون به اجرا در ميارون و نتيجه اش ميشه گردن و دست كمر درد و كوفتگي مامان كه بايد در حالت هاي مختلف بهت شير بده ، كه خواب؛ نازك خواب من پريشون نشه !!!! ...... به قول يك دوست كه ميگفت : آدم كه نكشته ايم عاشق شده ايم ......حالا ماماني سما ميگه : آدم كه نكشه ايم (سلنا جان ) مادر شده ايم ...
6 خرداد 1392

جشن دندانی که برگزار شد:)

مهمونی ، کیک ، خستگی سلنا از نخوابیدن، شادی و شور و سفره شلوغ و غذاهای مانده و دندان های درخشانی که مروارید وار می درخشیدند... روز پدر ، روز ولادت امام علی؛ آغاز نه ماهگی .... عكس نامه ماجرا : ....... ...... ........... ...... . ............. ...
6 خرداد 1392

تداركات جشن دندون :)

  تا حالا ماماني واسم يك فرشته خوشگل دندون درست كرده. با بابايي رفتن كيك سفارش دادن . هزارجا دنبال پاستيل دندون گشته ولي پيدا نكرده . كلي نخود و لوبيا و از اين جور بنشن ها خيس كرده و پخته . ..... و اين ماجرا ادامه دارد ...
31 ارديبهشت 1392

تنها در تخت:)

  دختري ديگه شبها مياد كنار ما تو تخت خودش لالا ميكنه !! كلي وسايل حفاظتي دوروبرش گذاشتيم و حسابي جاي گرم و نرم واسش آماده كرديم !!! مثل اينكه خيلي هم تختش رو دوست داره :) ............ ...
26 ارديبهشت 1392