سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

نگو گريه ام ميگيره:((

    مامان و خاله رفته بودن بيرون واسه خريد. من و گذاشتن پيش خاله آمنه و فاطمه انگوري جون و احساني  قرار بود خاله منو لالا بده. وقتي ماماني اومد خاله گفت : دخترت موقعي كه دارم خرسي رو ميخوابونم گريه ميكنه . ماماني گفت وا مگاه چه لالايي خوندي . خاله : آ لالا لا بزن دختري من..... واي منم شروع ميكردم به گريه كردن. آخه اهنگش غمگين بود واسم ديگه. يك كشف ديگه مامانم مربوط ميشد به وقتي كه داشت از شكيلا واسم ميخوند. تك درختي بي برگ و بارم ....منم گريه ميكنم .... يكي ديگه وقتي كه بهم ميگن :اـسلنا دختر بد منم زودي لب ورميچينم و گريه ميكنم. آخه من گيلاس بابا و ماه لوس مامانم هستم خوب  ...
27 مرداد 1392

لوس :)

  بنده خدا به شوخی یک دعوای کوچولوت کرد(سیمین جونت) که سلنا بخواب... لب ورچیدی و چه اکشی ریختی .... اومد هزارتا بوست کرد ؛ نازت کرد.... وقتی خانمی که شما باشین ساعت 7صبح بیدار میشین معلومه با یک حرف کمتر از برگ گل قهرقهرو میشین دیگه!!!! لوس نگو سلنا بگو... بوس ...
31 تير 1392

کنج کاوووو:)))

  ماه پری جونما خیلی کنج ...کاو تشریف داره؛ ... بله دقیقا کنج های فرش رو مثل این ننه نقلی ها بالا میگیره و میگرده که ببینه چه خبره :)) نمیدونم دنبال مارک فرش هست ، خورده ریزهای ریخته زیر فرش رو میخواد؟؟؟؟ i dint know....
30 تير 1392

دخترن كاراش هدفمند هستش:))

سلنا خانم قندي اسبت رو كجا ميبندي؟؟؟ دختري ما ديگه خوردني !!!! يك گاز بزنم تموم ميشه !!!! امروز ديدم دائم دراز ميكشه و زير گاز رو به قول دوستان ميجوره!!! يك بار!دو بار!! رفتم نيگا كردم ديدم بعله !!!ماه عسلي خانم داره دستش رو ميبره اون زير كه درقطره چكون كه از اسباب بازي هاي مورد علاقه اش رو برداره!!! اينقدر خجالت كشيد ماماني!!! از اين به بعد زود ميام بينم چي ميخوايين شما نميگم داره بازي ميكنه !!! دخترم كاراش هدفمند هست بابا:)) ...
27 تير 1392

انگشت بده مامان بخورم :)

  دخترام تعارف كردن ياد گرفته . وقتي ميخواييم با هم سوپ بخوريم ، (ايشون سوپ با خيار ميخورن ديگه ...حتما خبر دارين ) كلي خيارش رو به من تعارف ميكنه و يك بار كه گفتم نه ماماني دستت خوشمزه تره ، انگشتاي ريز و قلمي اش رو بهم تعارف كرد و اين شد داستان انگشت خوردن ماماني. حالا ديگه يك كم خيار تعارف ميكنه ... بعدش يك انگشت ....واي چه خوشمزه مزه عسل ميده ... يك انگشت ديگه ....واي اين ترش به به چه ترشي خوشمزه اي ... يعدي ...مزه گس خرمالو ميده ... بعدي واي سلنا اين تلخ بود ...انگشت شيرين بده و كلي غلغك اش مياد و ميخنده ... ((اگه من مامانم                   ميدونم  چطوري به سلنا غ...
24 تير 1392