سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

شما چند تا دارین؟:))

من که یک نونو بیشتر ندارم . در دوسال و دو ماهگی از بعضی حرفاش تعجب میکنم  بیشتر اتفاقات جالب ما هم در تخت و ساعت 10.30 دقیقه به بعد در تاریکی مطلق اتفاق میافته نمونه رو داشته باشین  پشت کردم به سلن و تازه دارم تو تو جایی که خانم با ریختن لیوان آب خیس کرده میخوابم که دستوری میگه : مامانی بچرخ!!! میگم : بعلههههههههههههه؟ بچرخ  ( میخواست روم بهش باشه  و رو دستم طبق عادت بخوابه ) نیم ساعت مرده بچرخ گفتنش شدم  بپر بیا بغلللللللللللللللللللللللللل ماچت کنم  ...
20 آبان 1393

برو ویدا جون بزن :)

حرفهای شبانه من و سلنایی تا خانوم خانوما خوابش ببره داره به یک سریال جذاب و شیرین تبدیل میشه ، وقتی مامان میاد تو تخت و سلن هلنی یک کمی گپ و گفت انجام میده یادش میاد که ، مامانی آب میخوام  دیشب رفتم آب آوردم ، ریخت رو تخت و حسابی خیس شد، دعواش کردم.... تو تاریکی غرغر میکنه :  برو مامان ویدایی شو، برو ویدا رو جون بزن .... آخه هر وقت میگه من دوست ندارم ، من میگم پس من میرم مامان ویدایی میشم  ناردونه نگو نازدونه بگو ...والله  ...
19 آبان 1393

بدون عنوان

خانوم خانوما دستش خورده به شیشه ماشین درد گرفته میگه : من رو ببر دکتر آمپول بزنه خوب بشم  من و باباش    ................................................................... باباش جلوی تی وی خوابیده ، هلو داره سر و صدا میکنه، باباش: اومممم(ساکت ) سلن هلن: برو تو تخت بخواب  من  ...........................................................................................   ...
10 آبان 1393