سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

واسم بخون ماماني :)

توو هر نفس كه میخوام بگم كه خیلی تنهام توو قطره های اشكام چشام تو رو میبینه توو اوج عشق و احساس دلم كه خیلی تنهاس وقتی كه یادت اینجاس چشام تو رو میبینه هر طرف كه میرم چشام تو رو میبینه از دلم شنیدم عاشق شدن مینه وای اگه نباشی بدون تو میمیرم من دوباره میخوام كه از تو جون بگیرم توو اون چشای مهربون كنار خاطراتمون هر جا دلم میگه بمون چشام تو رو میبینه یاد تو همراه منه این خود عاشق شدنه هر شب كه بارون میزنه چشام تو رو میبینه ...
7 اسفند 1391

دخترم خانم ترين هست! ميدونم !!!!

(مطلب رو از وبلاگ ماهور جان گرفتم ) این 25 مورد خلاصه آدابی است که کودک تا 9 سالگی باید یاد گرفته باشد: 1- هنگامی چیزی را می‌خواهی بگو: "لطفا". 2- هنگامی چیزی به تو می‌دهند، بگو: "متشکرم." 3- هنگامی که بزرگترها با یکدیگر حرف می‌زنند، میان حرف آنها نپر، مگه اینکه مسئله‌ای فوری مطرح باشد. آنها حواس‌شان به تو هست و وقتی حرف‌شان تمام شد به تو پاسخ خواهند داد. 4- اگر لازم است که توجه کسی را فورا جلب کنی، گفتن عبارت "ببخشید" مودبانه‌ترین راه برای وارد شدن به مکالمه است. 5- اگر کوچکترین تردیدی درباره انجام کاری داری، اول از پدر و مادر اجازه بگیر تا بعد پشیمان نشوی. ٦.- دیگر...
6 اسفند 1391

دختر ظريفم :)

دخترم رو بردبم واسه چكاپ پايان 5 ماهگي. اقاي دكتر گفت: خيلي وزن نگرفته ، ني ني تون ظريفه آخه !! ديگه به نونوم قطره آهن داد و گفت كه غذاي كمكي رو شروع كنم ! دخترم ديگه غذا خور شده ( بابابزرگ ميگفت : جگر بگيرم كباب كنم آبش رو بخوره قوي بشه ) واي واي قد قد قدا قد قد قدا تو رو به خدا سلناي ريزه ميزه ببين چقدر عزيزه دلتون مياد !!!!!! اينم از چكاپ و داستان امروز ! راستي عكس نونوم رو روي ترازو ببينين اينم در حال اندازه گيري قد شلوار قرمزي :) بدو بيا بغل ماماني يك بوس بده ...
5 اسفند 1391

مه مه خوري ماشاالله :)

مواد آزم (به قول آجي ونوسي)براي تهيه اولين فرني نخود مامان: مي مي مامان به مقدار نميدونم چقدر + آرد برنج به اندازه يك قاشق چايخوري + يك عدد سلنا جون خوش خوراك (بگيم تا بشه ) = يك قاشق ماماني داد تا بخوره ، ( بقيه اش رو سلنا جونم با قاشق خالي بازي كرد واي كه چقدر ناز دار اين كيجو بدو بيا بغل مامان يك بوس بده   ...
5 اسفند 1391

سلام سلام

سلام سلام سلام سلام همگی سلام همگی سلام ای زندگی سلام ای زندگی سلام ای عزیزای دلم یه روزی ایوون از پرستوها پر میشه باز ای عزیزای دلم یه روزی سبزه رو باغچه ها چادر میشه باز ای عزیزای دلم دوباره غصه ها از دلامون رونده میشن ای عزیزای دلم یه روزی غزلای مهربون خونده میشن سلام سلام سلام سلام همگی سلام همگی سلام ای زندگی سلام ای زندگی سلام
3 اسفند 1391