سلنا داره چار دندون :)
ديروز با بابايي دهانت رو چك كرديم (به خاطر تغيير اجابت مزاجت) ؛ يك نيگا به پايين ؛ يك نيگا به بالا ، واي آخ جون سلنا داره چار دندون بله ديگه سلنا جون در آستانه 10 ماهگي دو دندون نيش بالاش دراومد. ...
نویسنده :
مامان سما
14:01
بدون عنوان
ماهگرد دختری :)
امروز ماهگرد دختر ماه و گرد (البته نه خیلی گرد؛ چون تپلی نیستی ) مامانی هست. زمان کمی زود گذشت؛ زود دندون هات خودش رو نشون داد. فاصله بین غلت زدن و دست دسی رفتن و ایستادن و اینها رو نمیتونم تفکیک کنم. در فکر اینم واست یک پلاک سفارش بدم. در فکر اینم که راه رفتنت رو تکمیل کنی. لی لی و بابا و دای که میگی ولی خوب بگو : ماماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا امشب شب جشن و میلاد هم هست. با بابایی و دختری رفتیم و یک کیک خوشگل و بزرگ خریدیم . 9 تا شمع روشن کردیم و به مناسب ورود به ماه ده زندگی زیبات اونها رو فوت کردیم !!! فقط نمیدونم چرا از کیک ترسیدی ؛ یک ترس که نمیخوای نزدیکش ب...
به استقبال تابستان ميرويم
هوف و هوف و هوف چه داغه هوا سوخته زير نور تَنِ كوچهها! * خواب و خواب و خواب ابرا خوابيدن! اون بيچارهها خشك و بيآبن! تاب و تاب و تاب تابستان زيباست با بابا جان و با مامان زيباست! * قاه و قاه و قاه هِر و هِر و هِر با هم ميخنديم ما زيركولر ...
روزمرگي هاي بادوم ما :)
آقاي دكي اجازه داد سلنا هر بار حدود يك ساعت تو صندلي ماشينش بشينه... خبر نداره دختري ما كه الان دو تا دندون داره و كلي واسه خودش خانم شده بيشتر روز رو سرپا واستاده و خيال نشستن نداره .... فكر كنم اين دونه بادوم ما خيلي زود راه بيفته !!!! ديگه اينكه دست زدن و رقصيدنش كلي بهتر شده و حواسش رو به بازي لي لي حوضك و شعرهاي ماماني ميده ..... وقتي ميگم كي گم كرد؟ من من كله گنده ..كلي ميخنده ....
نوكت رو بده ببينم :))
ببالاخره دختري ياد گرفت كه نوك بده. كلي نازي ميشه !!! واي خوردني !!!! واي نيمرو عسلي خوردي!! واي شيريني عسلي خوردي؟!! حالا جالبه اصلا نميتوني فكرشم كني ،سلنا عسلي ديگه چي ميشه!!! فقط بايد شكار لحظه ها كنم !!!! منتظر بمانيد !!! (اين روزها ما سلنا عسلي ميخوريم ، شما چه طور؟؟) ...






