دلبر دلبرم:)
دیروز با مامانی و بابایی رفتیم دکتر،
همه از دست این دخترک ما ذوق زده شده بودند.
تو مطب دونه دونه تمام بیمارا رو نیگاه کرد؛ بعدش یک لبخند خوشگل و عسلی هم تحویلشون داد.
دیگه بعدش پشت چراغ قرمز هم اول نظر یک دختر کوچولو رو جلب کرد و بعدش از اونجا که تمام سرنشینان ماشین خانم بودن همه تو این 70 ثانیه کلی باهاش از پشت شیشه بازی کردن و خوش گذروندن .
و اما شب ...
خانم ساعت 4.30 بامداد پا شده و تو تخت نشسته و میخندهو بازی مینکه!!!
هرچی مامانی میگم سلنا جان بخواب...
انگار نه انگار حدود 45دقیقه ای بازی کردی و بعدش دوباره لالا...
چه بچه شیطونی دارم من !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ماه گلی بدو بوس بده مامانی مریضه سرما خورده حالش خوب بشه 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دلبر دلبرم:)
