سلنا سلنا ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 10 سال و 29 روز سن داره

ماه خونه ما؛ سلنا

بدون عنوان

خانوم دیروز فاصله خونه سیمین جون تا منزل رو پای پیاده و پای؟؟؟؟ ( لخت ) بله دقیقا درست خوندین لخت بدون کفش و جوراب طی طریق کردن ... کسبه محل ، عابران با لبخند ایشان را مشایعت نمودند .... انگشت سلنی توی یک سوراخ گیر کرده به زور دراوردم ،  میگه چرا فشارت رو دادی ؟( یعنی چرا تو فشار دادی ؟) ...
8 ارديبهشت 1394

نصیحت دخترانه :)

دیروز تو خیابون یک آقایی راهنما نزده پیچید جلوی بابایی حسین ، بابا بوق زد و اون آقا حرف بد... چند دقیقه در سکوت گذشت، بعد مادربزرگ قصه ما که نقشش رو سلنا جون بازی میکرد رفت رو منبر، بابایی اون آقا حرف بد زد؟ تو هم حرف بد زدی؟ نباید حرف بد بد بزنین ، باید حرف بزنین و...... ما هم  ،  ...
5 ارديبهشت 1394

ذهن آماده :)

میخواستم بعد مدتها واسه سلن موقع خواب کارتون بزارم ببینه ، ما دو تا قسمت از کارتون لولا و چارلی رو بیشتر نداریم بهش گفتم : سلن لولای خورشید اشعه داره رو رو بزارم یا .............یا هنوز داشتم فکر میکردم که اون یکی قسمت داستانش چی بود که خودش زودی گفت : اونی که لولا موهاش رو کوتاه میکنه رو بزار .... من واقعا مات مونده بودم  ...
1 ارديبهشت 1394

اولین داستان :)

دیگه سلنا دوست داره شبا واسه مامانی داستان تعریف کنه و منو بابایی هم با دقت گوش میدیم. یک دختر کوچولو بود ، دختر خوبی بود. موهاش رو شونه میکرد. مامانش رو دوست داشت و حرف مامانش رو گوش میکرد.  مامان جونش رو بغل میکرد. جمله بندی ها همگی درست و بر اساس یک تفکر منطقی داستان رو پیش می برد. عاشقتم مامانی  ...
1 ارديبهشت 1394

مثل مامانی:)

  سلن رو بردم پاک ، جوراب و کفشش رو در آورده و لختی لختی توی چمنها راه میره این اخلاقش دیگه به مامانش رفته :) ............................... دارم فکر میکنم اینقدر خانمی که اصلا شیطنت موشانه نداری مامانی فدات 
29 فروردين 1394